آن به ادويهٴ مفرده اختصاص داشت؛ و فصل آخر آن حاوي گزارش اوزان و مقادير بود. در اينجا براي يك بار بدان اشاره ميكنم. اغلب رسالههاي مربوط به ادويهٴ مفرده شامل چنين گزارشهايي بود، چون مقدارشناسي درست بدون آن غيرممكن بود. ازاينرو، محقق اندازهشناسي بايد آنها را با دقت بررسي كند، چون در آنها برخي از اطلاعات موثقتر خواهد يافت. يوسف بن عقنين راجع به اوزان و مقادير موجود در تلمود شرحي به عربي نوشت.
3. لاتيني. ايوگنيوس ملقب به امير، از اعضاي برجستهٴ گروه سيسيلي آشنا به زبانهاي مختلف،
كتابالمناظر بطليموس را از عربي بهلاتيني ترجمه كرد. اين رساله به مطالعهٴ شكست نور اختصاص داشت، از جمله به شكست نور در جو. خواه بطليموس موٴلف واقعي آن باشد يا نه، اين بهترين نمونهٴ فيزيك تجربي تا زمان پرگرينوس (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، است. ازاينرو، ترجمهٴ ايوگنيوس رويداد مهمي بود، يا ميتوانست باشد. بهنطر نميرسد اين ترجمه تأثيري اعمال كرده باشد، ولي محتواي يكي از آثار بزرگ علمي كلاسيك را براي آيندگان حفظ كرد.
دو رسالهٴ الكساندر نكام حاوي اشارهاي است بهاستفاده از عقربهٴ مغناطيسي در دريانوردي.
الكساندر از آن بهصورت يك پديدهٴ تازه سخن نگفته است. مورخان صنعت ممكن است در تأليف او به نام اندرباب چيزهاي سودمند
اشارههاي جالب ديگري بيابند. در جنوب ايتاليا كارهاي مهندسي بزرگي صورت گرفت. ترعهٴ بزرگ، كه در 1179 آغاز شد، آبهاي تيچينو را به ميلان رساند و موجب حاصلخيزي مزارع لومباردي و ثروت شهرنشينان شد. مردم جنوا هم بهاندازهٴ اهالي ميلان قدرت ابتكار نشان دادند. آنان با ايجاد موجشكن عظيمي بندرگاه خود را محافظت كردند و براي رساندن آب به شهرشان آبراههاي ساختند.
4. موسيقي اروپا. نظريههاي جديد موسيقي، كه تدريجاً از آثار عربي به نوشتههاي لاتيني و عبري ميتراويد؛ اينك، براي بار اول در دو رسالهٴ لاتيني بهصورت منظمي توصيف شده بود ــ
فن نغمات موزون و مجموعهٴ نغمات سودمند. اولي را فرانكوي پاريسي نوشت و دومي را فرانكوي كلني. امكان دارد كه اين هر دو نام متعلق به يك نفر باشد. فرانكو نوعي نُتنويسي را اصلاح كرد كه بهنام او به نُتنويسي فرانكو معروف شد و فرق اساسي با نُتنويسي امروزي ما ندارد.
در اين اثنا، كه نظريههاي موسيقي بدين طريق انتقال مييافت، موسيقي اسلامي بر بالهاي آواز و ترانه از پيرنه ميگذشت. تروبادورها، تروورها، و مينهسينگرها به هنر تازه رواج ميبخشيدند و آن را بهتر ميكردند. ولي افسوس! اين به داستان ما مربوط نيست، بايد در همين جا بايستيم و از بيرون به نواهاي دلانگيز و شادمانهشان گوش فرا دهيم.
ح. شيمي
1. مسلمانان غربي. ابن ارفع رأسَهُ فاسي مجموعهٴ اشعاري دربارهٴ حجرالفلاسفه تأليف كرد.